خاطرات ناصرالدینشاه: در بغداد […]خانه و میخانه زیاد است!
خاطرات ناصرالدینشاه: در بغداد […]خانه و میخانه زیاد است!
![خاطرات ناصرالدینشاه: در بغداد [...]خانه و میخانه زیاد است! خاطرات ناصرالدینشاه: در بغداد [...]خانه و میخانه زیاد است!](https://tasmafair.ir/wp-content/uploads/2025/11/6331967.jpg)
راه کالسکه بسیار بد بود. این زمینها را در طغیان شط فرات آب میگیرد، مثل دریا میشود. معلوم بود که این زمین را آب باید بگیرد.
خاطرات ناصرالدینشاه: در بغداد […]خانه و میخانه زیاد است!
![خاطرات ناصرالدینشاه: در بغداد [...]خانه و میخانه زیاد است! خاطرات ناصرالدینشاه: در بغداد [...]خانه و میخانه زیاد است!](https://tasmafair.ir/wp-content/uploads/2025/11/6331967.jpg)
راه کالسکه بسیار بد بود. این زمینها را در طغیان شط فرات آب میگیرد، مثل دریا میشود. معلوم بود که این زمین را آب باید بگیرد.
خاطرات هاشمی: همسر امامجمعه سابق اصفهان وارد اتاق شد، نامه را از او گرفت و پاره کرد و گفت، چرا میخواهی توبهنامه بنویسی؟!

روابط عمومی و دادگستری [استان تهران] اعلانکرده که [آقای بهروز گرانپایه]، مسئول مؤسسه پژوهشی [آینده] که خبر افکارسنجی در مورد روابط با آمریکا را اعلان کرده بود، اعتراف کرده که مرتکب جاسوسی شده است.
خاطرات هاشمی: عقد ازدواج یکی از پاسداران لشکر حفاظت را بستم و هدیه دادم

عصر آقای [محسن] دعاگو، [امامجمعه شمیرانات] آمد. از ضعف عمل دفتر رهبری و نامردیهای دوم خردادیها و نابسامانیها انتقاد کرد.
خاطرات هاشمی: عقد ازدواج یکی از پاسداران لشکر حفاظت را بستم و هدیه دادم